|
ادامه از
صفحۀ 2
Æ
گفتگوى فرهنگها:
طرح بحث
صفحۀ
سوم
مقدمۀ كتاب دردست انتشار
ظلم، جهل و برزخيان زمين:
نجوا
و فرياد در برخورد فرهنگها
(1382)
Dialogue of Cultures: A
Perspective
Introduction
to
Injustice,
Ignorance and the Purgatory: Cry and Whisper in the Dialogue of Cultures
(2003; to be published)
Mohammad Ghaed
جز
در موارد درج عنوان و نشانى در سايتهاى ديگر، چاپ، تكثير يا نقل تمام اين
مطلب با موافقت مؤلف مجاز است.
خردهفرهنگ در اين متن، به هيچ رو بار تحقير و
تخطئه ندارد. بخشى از اوستا، «خردهاوستا» ناميده مىشود كه
به معنى اوستاى كوچك است. خردهمالكان ممكن است مؤسسِ حكومت و تاريخساز
باشند، و خردهفروشها در نظام اقتصادىِ هر جامعهاى نيرويى فعال به حساب
مىآيند. پيشوند خرده را در معنى رقابت با ساير فرهنگهاى درون يك مجموعه به
كار مىبريم. وقتى دربارۀ موضوعى اتفاقنظرِ قاطعِ اجتماعى وجود داشته
باشد، آن موضوع از فهرست موارد مناقشه خارج مىشود و به همان شكلى استمرار
مىيابد كه خواست فرهنگ مسلط است (تعداد پيروان البته اهميت دارد، اما
برترىِ كيفى و سرورىِ سياسى نيز در رساندنِ يك خردهفرهنگ به حد فرهنگ
رسمىِ مستقر، داراى ضريبِ مهمى است). خردهفرهنگ بودن به اين معنى است كه
يك نِحله فكرى يا جهانبينى، گرچه قادر به تسلط بر كل جامعه و طرد همه
خردهفرهنگهاى ديگر نيست، توان دفاع از موجوديت و حفظ ارزشهاى خويش را
داراست و از سوى رقيبان به رسميت شناخته مىشود.
وجه مشخصۀ خردهفرهنگ ممكن است طبقاتى،
جغرافيايى يا زبانى باشد، يا فرد بعداً به آن بپيوندد (خرده فرهنگ
بزهكاران)، يا مربوط به فرهنگ جوانان باشد. درهرحال، در معرض تأثير و در حال تغيير
است. بسته به
اقتدار طبقۀ حاكم، درجۀ استقرار فرهنگ آن و ثبات
اجتماعى، خردهفرهنگ را از ديدگاههاى متفاوتى بررسى كردهاند. ديدگاه
آمريكايى عمدتاً مبتنى بر روانشناسى است. ديدگاه بريتانيايى (ملهم از
ماركس) به تضاد طبقاتى توجه دارد. ديدگاههاى ديگرى در فرانسه و آلمان
خردهفرهنگ را از نظرِ كار و اوقات فراغت با فرهنگ مسلّط سنجيدهاند:
معيارهاى فرهنگ مسلّط براى اوقات كار را مىپذيرد، اما زير بار معيارهاى
مربوط به اوقات فراغتش نمىرود. كسانى خردهفرهنگ را رابطى حائل ميان ساختار
اجتماعى و فرد ديدهاند.
در اين عصر شاهد تولد خردهفرهنگ
كامپيوتريم، خردهفرهنگى بسيار نيرومند كه احتمال دارد در دهههاى آينده
بخشى از جريان اصلىِ فرهنگ جوامع شود اما تا آن زمان براى بخش بزرگى از
مردم سراسر جهان در حكم رمز و راز است. بررسى سير تطوّر اين خردهفرهنگ،
گرچه تاكنون شكل گرفته و مىتوان ديد كه با كمال قدرت رو به رشد دارد،
مربوط به آينده است. در اينجا به ذكر اين نكته بسنده كنيم كه وجه تمايز
عظيم خردهفرهنگ كامپيوتر از انواع ديگرى كه تاكنون تجربه شده در
فاصلهگرفتنِ زبانِ آن از ناخودآگاه است. تفاوت اساسىِ زبان كامپيوتر با
زبانهاى عادى را مىتوان چنين توضيح داد كه زبان ابتدا وجود دارد و بعدها
دستور زبان از آن استخراج مىشود، اما دستور زبان كامپيوتر ابتدا نوشته
مىشود و سپس به كار مىرود. بسيارى از گرههاى زبان ناگشودنى مىنمايد
زيرا به ناخودآگاه بشر، چه در طول اعصار و چه در
يك فرد، برمىگردد، اما در حيطه كامپيوتر، ناخودآگاه
جايى ندارد. در زبان عادى
چه بسيار واژهها كه معانى متفاوت و حتى متضاد دارند.
در
زبان رايانه هر واژه، يا علامت، مىتواند فقط به يك معنى باشد.
خردهفرهنگها را نبايد حيطههايى كاملاً
متمايز، مرزبندىشده و محكوم به تضادّى آشتىناپذير تلقّى كرد.
همانند
دوايرى مختلفالمركزند كه در جنبههايى با هم اشتراك دارند و در جهاتى
بسيار دور از يكديگرند.
مركز هر دايره ممكن است كاملاً پررنگ
باشد، اما سطح نقطهچينِ دايره رفتهرفته در دايرههاى ديگر ادغام شود.
خردهفرهنگ
متجددِ اعيانىـ بورژوايى ايران در اعتقاد به وجود معنويت برتر با
خردهفرهنگ بازارىـ سنتى تا حدى همسو، اما از جنبۀ اعتقاد به لزوم اجراى
جزئيات شريعت و گوشندادن به موسيقى با آن ناسازگار است.
از
سوى ديگر، همان خردهفرهنگِ اعيانى نظريههاى ماترياليستىِ خردهفرهنگ
روشنفكرىچپگرا را رد مىكند، در همان حال كه در حيطۀ زيباشناسى و هنر تا
حد زيادى با آن همراه است (مثلاً، اين دو خردهفرهنگ تنها مشتريان شعر
ترجمهشده از زبانهاى ديگر و ادبياتِ بهاصطلاح سطح بالا
هستند). خردهفرهنگ بازارىـ سنتى گرچه در جهاتى از حمايت خردهفرهنگ
حاشيهنشيان شهرى برخوردار است، رفتار آن را (بهعنوان عادات اراذل و
اوباش) مبتذل مىبيند و نمىپسندد. در چرخشى تاريخى، وقتى خردهپاهاى شهرى
(همراه با خردهفرهنگ بازارىـ سنتى) به قدرت مىرسند، نوع موسيقىِ
عربىـ كافهلالهزارىِ مورد علاقهشان را، البته با پوششِ كلماتى از نظر
فرهنگى مناسب، با خود به راديوـ تلويزيون مىبرند، زيرا خردهفرهنگ
بازارىـ سنتى در اين حيطه ذوق پرورشيافتهاى ندارد و قادر به تشخيص
موسيقىِ مبتذل از متعالى نيست. در مقابل، دو خردهفرهنگ بوروژايى و چپگرا
از گوشدادن به اين نغمهها و تصنيفهاى مبتذل اما «مُجاز» عار دارند (پيشتر
هم خردهفرهنگ بهاصطلاح طاغوتى اين نوع موسيقى را تحقير مىكرد). به
روشنى مىبينيم خردهفرهنگ بازارىـ دهاتى، نه با تهديد و نه با تشويق،
قادر نيست براى سليقۀ خردهفرهنگهايى كه در زمينه موسيقى ذوق
پرورشيافتهاى دارند مقررات تجويز كند. همۀ اين خردهفرهنگها در شهرها و
خيابانهايى مشترك زندگى مىكنند و، از جمله، آدابِ خاكسپارى (زمينۀ تخصص
خردهفرهنگ سنتى) و سليقههاى غذايىِ مشابهى دارند، اما در بسيارى جنبههاى
زندگى گويى بيگانگانى اهل دو سرزمينِ دور ازهماند. |