|
دانشگاه صنعتى شريف، عاشيقها و اتاق
موسيقى
شيوا فرهمندراد
فارغالتحصيل دوره ششم دانشكده مهندسى مكانيك (1356). مقيم استكهلم و مسئول
نرمافزارهاى مهندسى و مهندس محاسبات مكانيكى و ترموديناميكى در صنايع
سوئد.
ميل ندارم اين مطلب به ''مننامه`` تبديل شود، اما از آنجا كه نزديك به
پنج سال همه كارهاى جايى به نام اتاق موسيقى را به تنهايى مىچرخاندم،
پرهيز از ضمير اول شخص مفرد دشوار است.
در سال 1350 كه وارد دانشگاه شدم، بهتازگى مقرر شده بود كه همه دانشجويان
دست كم شش واحد از دروس علوم انسانى را هم بگذرانند. به همين منظور آقاى
دكتر مرتضى انوارى مركز تعليمات عمومى را تأسيس كرده بودند تا اين دروس را
سازماندهى كند. آقايان غلامعلى حداد عادل (كه گويا در آن موقع هنوز دكترا
نداشتند) و نصراللَّه پورجوادى (ايضاً) در اين مركز كار مىكردند. دو تن از
فارغالتحصيلان دانشگاه نيز بهعنوان طرح نظام وظيفه در اين مركز مشغول به
كار بودند (يعنى خدمت نظامشان را در دانشگاه انجام مىدادند.)
از جمله استادانى كه از خارج دانشگاه براى تدريس و همكارى با اين مركز دعوت
شدند، آقاى دكتر هرمز فرهت (شناخت موسيقى) و خانم ماهمنير شادنوش (كارگاه
شناخت موسيقى) بودند. براى درس دكتر فرهت، وسايل پخش موسيقى تهيه كردند و
در اتاق شماره 3 ساختمان مجتهدى (كه اكنون گويا نام ديگرى دارد) نصب كردند
و در حدود 200 صفحه موسيقى كلاسيك هم خريدند تا حين درسها به عنوان نمونه
براى دانشجويان پخش شود. يك دانشجو هم بهعنوان كارِ دانشجويى در كلاس حضور
داشت و با انتخاب و اشاره دكتر فرهت نمونهها را پخش مىكرد.
در آن سالها تهيه صفحههاى موسيقى كلاسيك و موسيقى آذربايجان شوروى (سابق)
براى اكثريت بزرگى از دانشجويان امكانپذير نبود. ضبط صوت كاست تازه وارد
بازار ايران شده بود و هنوز چيزى تجمّلى و بسيار گرانقيمت به شمار مىرفت.
با تشويق و پافشارى برخى دوستان كه مشتاق شنيدن اپراى آذربايجانى
كوراوغلو اثر عُزِير حاجىبيگوف بودند، با كاركنان طرح نظام وظيفه مركز
تعليمات عمومى تماس گرفتم و اجازه خواستم كه اين اپرا را در اتاق 3 پخش
كنم. از اين پيشنهاد استقبال كردند و معلوم شد به دنبال دانشجوى تازهاى
مىگردند كه در كلاسهاى دكتر فرهت موسيقى پخش كند، و اين كار به من سپرده
شد.
بدين ترتيب برنامههاى آزاد پخش موسيقى در دانشگاه براى دانشجويان نخستين
بار در سال 1350 و با اپراى كوراوغلو آغاز شد.
در نيمسال دوم سال تحصيلى 51 – 50 علاوه بر اپراى كوراوغلو، نمونههاى
ديگرى از موسيقى آذربايجان شوروى پخش كردم كه عبارت بودند از مقام
سمفونيك شور اثر فكرت اميروف (كه اغلب به غلط به آن ''سمفونى شور``
مىگفتند) و مقام سنفونيك بيات شيراز اثر سليمان على عسكروف. اين
صفحهها را از دانشجويان خوابگاه امانت مىگرفتم، از هفتهاى قبل آگهيهايى
دستنويس در دانشگاه مىچسباندم و در روز و ساعت معينى موسيقى پخش مىشد.
اتاق 3 پر مىشد، حتى روى پلهها و بيرون اتاق و در كريدور هم عده زيادى
نشسته يا ايستاده به موسيقى گوش مىدادند، و البته بيشترشان دانشجويان
آذربايجانى بودند.
بهتدريج فكر استفاده از صفحههاى موسيقى كلاسيك موجود براى درس دكتر فرهت
در برنامههاى آزاد به ميان آمد. از سالهاى دبيرستان از طريق راديو با
آثارى از قبيل سمفونى شماره 6 چايكوفسكى، سمفونى شماره 5 بتهوون، و سويت
سنفونيك شهرزاد اثر ريمسكى كورساكوف آشنا بودم و در فكر بودم كه با پخش
آثارى از اين دست، برنامهها را از انحصار موسيقى آذربايجانى در آورم، اما
به جرم شركت در يك تظاهرات دانشجويى به زندان افتادم كه فرصت مطالعاتىِ
خوبى براى آشنايى بيشتر با موسيقى كلاسيك بود. در زندان توانستم با استفاده
از كتابهايى كه زندانيان قديمى با خون دل خوردنهاى فراوان و به قيمت
اعتصاب غذا و اعتصاب ملاقات تهيه كرده بودند، مقدار زيادى درباره موسيقى
كلاسيك مطالعه كنم. در ساعاتى از روز هم يك راديوى كوچك جيبى از دوستى قرض
مىكردم و با گوشى به موسيقى كلاسيك همراه با تفسير و توضيح كه از برنامه
دوم راديو روى موج افام پخش مىشد گوش مىدادم. اين كار از روى علاقه شديد
به موسيقى ناب و از روى كنجكاوى و براى يافتن افقهاى تازهتر و آشنايى با
آهنگسازان هرچه بيشتر بود.
اواخر مهرماه 1351 وقتى كه از زندان به دانشگاه بازگشتم، گوش و انبانى پر
از موسيقى و اطلاعات موسيقى داشتم. آن نيمسال تحصيلى غيبت موجه گرفتم و
واحدهاى درسى را پس دادم، اما در دانشگاه ماندم و به كار گسترش برنامههاى
اتاق موسيقى پرداختم. بهعنوان كار دانشجويى، براى دكتر فرهت و خانم شادنوش
كار مىكردم و از آنان هم چيز مىآموختم و هم با استفاده از امكانات موجود
برنامههاى موسيقى ترتيب مىدادم. پيشنهادهاى گوناگونى از همه طرف مىرسيد،
از قبيل موسيقى اصيل ايرانى، موسيقى فولكلوريك از هر گوشه ايران، و نيز
نمونههاى تازهتر موسيقى آذربا |