صفحۀ‌‌ اول   كتاب½ مقاله / گفتگو/ گفتار            فهرست مطالب½ سرمقاله‌ها

 

  نوشتـا ر  و  گفتــا ر

 
 
   
   نقد و نظر

 
   گفتگو

 
   گفتار

 
    تأملات

 
 
 
 دانشجو و دانشگاه

 
 نشر و مطبوعات

 
 يادها

 
 دالان ابديت

 سفر‌هايی از پشت ‌ميز

نقد و نظر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 R  سينيور  ف.  اومانـيـتـه

فريدون آدميت (1387- 1299) روش، لحن و نثرى جديد وارد تاريخ‏نويسى ايران كرد و با اين اسلوب نوين به دركى تازه از تاريخ كشورش در قرنهای نوزدهم و ابتداى بيستم رسيد.

 

 R  سردار در نهانخانه

گناه اصلی ِ این شیر شب و خشكه‌مقدس ِ روز، بازشدن ِ چشم و گوش اوست: دنیا را سلف‌سرویس، تجربه را قابل گسترش، و دَم را غنیمت يافته.   اگر هیئت منصفه‌ای‌ در كار می‌بود و شهروندان را به بازی می‌گرفتند، این قلم نظر می‌داد سردار را با تنزّل درجه بازنشسته كنند و پرونده را ببندند.

 

R  انسان ِ ابزارنساز

شكایتها می‌شنویم كه ما را با مونتاژ سرگرم كردند و خودشان به كرۀ ماه رفتند.  كسانی با افتخار می‌گویند در ناسا، سازمان فضانوردی آمریكا با هشت هزار كارمند، یك ایرانی كار می‌كند.  اما استخدام يك ایرانی افتخاری است برای مدیران ناسا كه می‌توانند حتی انسان آریایی‌ـ اسلامی را تابع نظم و قاعده و قانون كنند و به او یاد بدهند طرز فكر آبا و اجدادی را دور بریزد.

 

R  طبقۀ جديد، شوينده‌ها و شويندگان

می‌توان نتیجه گرفت كه طبقۀ جدید در سطح فوقانی ِ سیستم گوارشی،‌ یعنی غذاخوردن، میان سنت و تجدد گرفتار دودلی است و رفتارهای علنی و خصوصی ِ دوگانه دارداما در سطح تحتانی به وحدت وجود و انسجام فلسفی رسیده است، تجدد را صمیمانه می‌پذیرد و حتی از نوع طلایی و نقش‌برجستۀ عرب‌پسند استفاده می‌كند كه در خارجه هم نظیر ندارد.

 

R  ببرسواری و خبرهای بد برای دموكراسی

قتل بی‌نظیر بوتو ضربۀ دیگری به چشم‌انداز دموكراسی در خاورمیانه زد، نه فقط از این رو كه بانوی زیبای مدرن را ژنرالهای اتم‌پناه و اسلامچی به قتل رسانده باشند. عارضۀ فئودالیسم و طایفه‌بازی‌ نیز مصیبت عظمائی است.  متوفی وارث و فرمانروای مادام‌العمر حزبی بود كه پدرش زد، و پسر محصل و شوهر نه‌چندان خوشنامش به جای او جلوس كردند.

 

R  زندگی خصوصی و حيطۀ عمومی در ایران

مشاهداتی از زندگي در ايران برای خوانندگاني غيرايرانی.

 

R  موج كوتاه با برد بلند

وقتی در برابر حكومتی كه سرباز دارد و آن سرباز تفنگ دارد و آن تفنگ فشنگ دارد، یك یا چند آدم جگردار كه سرباز ندارند و آن سرباز تفنگ ندارد و آن تفنگ فشنگ ندارد اعلامیه صادر می‌كنند، چنین كاری خبر است.  و وقتی آن خبر، سوار بر امواج پخش می‌شود، موازنۀ نابرابر قوا چنان به هم می‌ریزد كه انگار صفر و بینهایت مساوی‌اند و یك الف شهروند برابر است با یك فروند نظام مقدس.

 

R  كلمبيا، ما مي‌آييم

رئیس حقوقدان دانشگاه كلمبیا وارد رینگ نشده چند آپركات و هوك ِ محمدعلی‌وار ِ جانانه نثار مهمان كرد.  بیش از یك هفته طول كشید تا در میان ایرانیان نوعی اتفاق نظر حاصل شود كه یكی از آن دست‌كم چهار صفت بـُرّنده ربطی به فیزیك اشخاص ندارد و وصفی كیفی است.

 

R  فاجرانه‌ها

      يا: آن روزنامه واقعاً پا روي مين گذاشت؟

برخي ايرانيان نوجو زبانی بی‌پرده‌ را كه معمولاً در حيطۀ شفاهی است برای متن مكتوب وبلاگ خويش به كار می‌گیرند تا مخاطب را از خواب بپرانند.  برخی دیگر، در عرصۀ‌ سیاست، انشاهای خواب‌آور كلیشه‌ای را به‌عنوان واقعیت زندگی به مخاطبان خویش تزریق می‌كنند.  فقدان اعتدال در افراد یك جامعه می‌تواند به فقدان تعادل در كل آن بینجامد.

 

R  استفاده از سواد موضوعی است اجتماعی، نه صرفاً فنی

مقامهای حكومت، همراه با ماشين و خانه،‌ دكترا هم می‌گيرند اما سواد فقط پته نیست، بلكه یعنی فرد بفهمد چه چیزهایی را نمی‌داند و جوابش را كجا و چطور پیدا كند.  نسل جدید ایران خوشبختانه اهمیت آن ابزار نوین را درك می‌كند.  و می‌بینیم چه نبردی برای محدودكردن اینترنت جریان دارد و چه پولها خرج می‌شود تا آن را در قوطی كنند.

 

R  شكوهي پنچرشده در فيلم ِ كيلويي

با فروكش كردن جنجال فیلم 300،‌ می‌توان سایتهاي اعتراض به آن را دایر نگه داشت و به موضوعهایی در بطن قضایا پرداخت.  شوق جوانان ایرانی به ایجاد سایتهایی پربیننده در شناخت ِ همراه‌ با ‌ستایش نیاكان می‌تواند بیش از فیلمی گذرا مؤثر باشد.

 

R  سـُرايش به‌عنوان شيوۀ زندگي

شگفتا بيش از آنكه كه شعر مولانا افراد را متحد كند، بحث قوميت و مذهب او انگار ميان ملتها فاصله مي‌اندازد.  وقتي كار به مالكيت معنوی و اثبات تعلق مفاخر ملی می‌كشد، مردان خدا هم ممكن است بر سر داشتن و نداشتن، و بودن يا نبودن، دست به يقه شوند.

 

R  نياكان مغروق

مقامهایی كه این همه اعتراض به سدی در گوشه‌ای از مملكت را سیاسی و بنابراین بیربط می‌دانند ظاهراً در درك این نكته مشكل دارند كه علاوه بر دانشگاه و مطبوعات و موسیقی و كتاب و فیلم و اینترنت و كاریكاتور، كشورداری هم امری سیاسی‌ است.

 

R  كمديهاي سياه ِ مرد آرام

دربارۀ طرحهاي كامبيز درم‌بخش

 

R  آرشه‌پرانان همه رفتند

با رفتن پرویز یاحقی و پایان یك دوره، شاید در مورد ویولن ایرانی مرثیه‌ای لازم نباشد.  سازی وارد این فرهنگ شد، به اوج رسید و به حاشیه رفت.  اگر تحول طرز فكر و سلیقۀ جامعه این طور خواست، پس قصور و مقصر و غـبنی در كار نبود و ویولن ایرانی راه «طبیعی‌»اش را پـیمود.

  

R  ساعت نسبتاً دوازده

هرگز دقيقاً نخواهیم دانست فكر غالب و فكرهای رایج در جامعۀ این زمان ایران چه بوده است.  نه تنها مجال ابراز عقیده وجود ندارد، بلكه فكرهای متضاد در فرد، رسیدن به تصویري قابل اتكا از نظر جمع را دشوار می‌كند.  انگار مردم ایران به اتفاق تصمیم گرفته‌اند در این باره نه چیزی بدانند و نه احساسی داشته باشند.

 

R  ویترین و پستو

خطاست که تمام تقصیر را به گردن«آنها» و «ایـنا» بیندازیم.  باید به حلاجی این نکته پرداخت که چرا و چگونه هر دو بخش میهن آریایی ـ اسلامی در مورد عقاید نژادی گرفتار اوهام مشابهی اند.

 

R   شيران ِعـَـلـَم و شكلك‌ها

مرز و بوم آريايي ــ توراني ــ اسلامي باز گرفتار غوغاي مضحك قلمي است. متن كذايي قطعۀ مفرحي است متشكل از اجزايي بيربط كه سعي در مرتبط كردن آنها خنده مي آفريندارتباط پسرك و سوسك با كمك زبان انگليسي يا فارسي يا سوسكي ناكام مي ماند و فقط يك كلمۀ رايج تركي هم به كار رفته است.

 

R  غزل ناب به عنوان محصول مشترك

پيام حافظ، به‏رغم تمام تلاشها براى تحريف آن، به روشنى دريافت شده است. اما نزد جوانان عصر جديد روش پيشنهادى او، يعنى پناه‏بردن به رندى و رندانگى، نه تنها راهشگا نيست بلكه با كل جهان‏بينى انسان جديد ناسازگار است.  با رندى و رندانگى نه مى‏توان سقف شكافت و نه طرحى نو در انداخت؛ فقط شايد بتوان به جنگى فرسايشى با حريفان ِ سخت‏جان در حيطۀ ارزشها ادامه داد. اين شايد هيجان‏انگيز باشد اما براى توضيح و حل مسائل روزگار ما كافى نيست.

   

R  نماز خوف لازم نيست

براى نخستين بار در تاريخ ايران، اختلاف نظر بر سر حق و عدالت به حكميّت صندوق رأى گذاشته شده است. به‏طور سنتى، چنين اختلافى از طريق به قدرت رسيدن عيّارانى از قبيل يعقوب ليث صفارى فيصله مى‏يافت.  تا اينجاى قضيه جاى شُكر دارد كه به جاى حكميّت شمشير و پياز ميان يعقوب ليث و خليفه، راههاى كمتر خونينى پيدا شده است.

 

R   دست پشمالويي شايد از غيب    

در بحبوحۀ جنگ سرد ميان دو ابرقدرت و در هنگامۀ كشمكش ميان چهار جناح در ايران، مليـّـون از دربار و روحانيت شكست خوردند و كمونيست ها قلع و قمع شدند.  در كشوري كه به كمتر موضوعي صريح و مستقيم نگاه مي كنند، ‌براي توضيح آن وقايع، اسطوره اي تراشيدند به نام شعبان جعفري.  حجيم مرد ِ تاريخ ايران در قرن بيستم اگر هم وجود نمي داشت بايد اختراع مي شد.

 

R  برخورد خردهفرهنگ ها در سُرور و در سوگواري

در حالى كه چهارشنبه سورى، عيد نوروز و سوگوارى ِ مذهبى بيش از پيش تبديل به صحنه رقابت خرده فرهنگ ها مى شود، دفاع پليس از حق «دگر سوگواران» را بايد به فال نيك گرفت.  در شهرى كه اصطلاحاً «تهران بزرگ» نام گرفته است مى توان مانع از تبديل رقابت خرده فرهنگ ها به تنازع بقايى خشن ميان اِسى و حاج يداللَّه شد.

 

R  پارلمان و حزب:  شرّ لازم و مقدمۀ واجب

لغت حزب در شمار كلمات مثبت به شمار نمى‏آيد. ”پارتى‏بازى“ اصطلاحي حامل مفاهيم بى‏عدالتى، سودجويى و خودكامگى است.  حزب يادآور دسته‏بندى، پشتك و وارو، كارهاى پشت پرده و بده‏بستان‏هايى است از نظر اخلاقى مشكوك.  زمانى حزب‏ در چشم مردم نوعى سياه بازي ِ دولتى ـ ‏دربارى براى تقسيم وجوه و پلو و صندوق‏سازى در شب انتخابات، و جمع‏آورىِ غنايم در فرداى آن بود.

 

R  تاريخ در سمساري

گذشته را چگونه مى‏توان بازسازى كرد؟ صرف نظر از توانايي ِ سينما در متقاعدكردن تماشاگر كه آنچه را بر پرده مي بيند فعلا همين جوري قبول كند، موفقيت كامل در چنين كارى ممكن نيست زيرا لازمه‌‏اش فراموش‏‌كردن مقدارى از چيزهايى است كه مى‌‏دانيم، و مى‌‏دانيم كه مى‌‏دانيم.

é

گفتگو

 

 

 

 

R  اسم اين حرفها را گذاشته‌اند گفتگوي تمدنها

ایرانیهای مذهبی و غیرمذهبی باید به قدری در سر و كلۀ هم بزنند تا فرسوده شوند و از فرط استیصال یاد بگیرند با هم كنار بیایند و این قدر دنبال حقیقت نگردند.

 

R  آيندهاي پيشگويي ناپذير

 

R  شكوه علفزار و نوعي واكسن

در احوال شخصي و اوضاع  اجتماعي.

 

R ايران را هرچه كمتر ببينم بيشتر دوست دارم

گفتگوي ناظري كه بيشتر سياحت انفس كرده است تا سير آفاق، با  نشريه اي دربارۀ سير و سفر.

 

R  مقاله بهعنوان ژانر ادبي

اهميت مقاله ـ ‏رساله در عظمت موضوع آن نيست، در كيفيت تأملات و مشاهداتى است كه بحث را غنى مى‏كند و به آن چندين لايه و جنبه مى‏دهد.

 

R شاملو محكوم بود كه شاعر باشد

پنجاه و چند سال مدام نوشت و چاپ كرد. چنين سابقه‏اى در هر رشته‏اى جايگاهى به فرد مى‏دهد كه او خود را محق مى‏داند از آن دفاع كند، و نوع دفاع يك فرد جسور از سابقه‏اى پنجاه‏ساله ممكن است با دفاع آدمى ملايم از سابقه‏اى كوتاه‏تر متفاوت باشد. شخصيتى بود خستگى‏ناپذير و پرجلوه و كمياب كه بسيار تلاش كرد و به نحوى درخشان موفق شد.

 

R  دربارۀ ترجمه

فقط وقتى كسى قادر باشد سبكى را عيناً تقليد كند مى‏توان گفت آن سبك را شناخته است.

 

R  رويكرد عمده در كتاب تاريخ مدارس ايران

هر طبقه‏اى تفسير و روايت خويش از تاريخ را ارائه مى‏دهد. كتاب تاريخ مدرسه حاوى آن تعبيرى است كه از نظر ادارى و سياسى رسميت دارد. وقتى پاندول ادارى و سياسى نوسان مى‏كند، ديدگاه كتاب درس تاريخ هم عوض مى‏شود، يعنى تاريخ را بازسازى مى‏كنند.

 

é

گفتار

 

 

R  ازدحام مفاهيم در جنبش دانشجويى

ماهها در ايران صحبت از ”اجماع در بستر تعامل“ و ”تعامل در بستر اجماع“ بود.  بعد از انتخابات رياست جمهوري معلوم شد كسانى چراغ را خاموش كرده ‏اند تا خلايق ندانند كى به كى است.  شايد هم با كنترل از راه دور و از بسترهايى جداگانه تعامل مى ‏كرده ‏اند.  برنامۀ كار تازگى نداشت اما واژه ‏ها جديد بود.

 

R  موقعيت دانشگاه، كف جامعه و محاصرۀ‌ ‏ شهر از طريق روستا

در چنين اوضاع و احوالى دانشجو چه انتظارى مى‏تواند از خود، و دانشگاه چه انتظارى مى‏تواند از جايگاه فرضى خويش داشته باشد؟ در حالى كه دانشجو براى درك بسيارى مسائل به نظريه متوسل مى‏شود، كف روستايى ِ جامعه با جيبش فكر مى‏كند و با شكمش رأى مى‏دهد.

 

R  گلدان آهنى و نخل پلاستيك:

     رؤياى تحقق ‏ناپذير روشنفكران

تحقق دولت موردپسند تجددخواهان بستگى به حدى از تثبيت جمعيت دارد تا (شايد در آيندۀ دور) پيدايش طبقه‏اى به‏عنوان مربّىِ مقتدر و پيشرو مانع هجوم پياپى نئاندرتال ‏ها به شهرها شود.

 

R  آموزش عمومي و آموزش دموكراسي

انديشۀ سياسي را نمي‏توان بر پايۀ عواطف عرفاني بنيان نهاد. در جامعۀ ايران توجه عيني به واقعيتها ـــ يعني قدم‏به‏قدم پيش‏رفتن ــــ نه تنها خريداران فراواني ندارد بلكه به‏عنوان مخالف حقيقت ـــ يعني جهشي عظيم و يك‏بار براي هميشه ــــ پيشاپيش مردود شناخته مي‌شود زيرا جهان‏بيني خرده‏فرهنگ‏ها در اساس با همديگر در تضادند، اما حركت بر اساس واقعيت، نياز به حدي از تفاهم ميان آنها دارد.

é

دانشجو

و دانشگاه

 

 

   

R   سرگشتگي

اينكه دانشجوي طب زبان انگليسي را براي جدل ايدئولوژيك ياد بگيرد، در همان حال كه زبان عربي را محصل براي محاوره مي آموزد، و در همان حال كه مي كوشيم به انگليسي خطابۀ غرّا بخوانيم (افزون بر انتشار ترجمه هايي گاه غيرقابل درك از كتابهايي بينهايت دشوار) ما را به تصويري از حضور خويش در جهان مي رساند كه سرگشتگي نام دارد.

 

R   دانشجوها: طلبه هاي زمان رضاشاه

دانشجوها، مثل همتاهاى نسل پيش، سخت دلمشغول اين مسئله‏اند كه با اين جامعه چه بايد كرد. امروز قدرت اجتماعى پراكنده‏تر از آن است كه قابل احصا در يك يا چند محيط باشد. عامۀ مردم هم باسوادتر شده‏اند، خودشان را يك‏پا سياسى مى‏دانند و ديگر آن دنباله‏رَوىِ ِ روزگار پيش را نسبت به جوانان درس‏خوانده‏شان ندارند.

با اين همه، دانشجوهاى امروزى نسبت به دانشجويان نسل پيش بيشتر مى‏دانند و آدمهاى جالب‏ترى‏اند.  خوشبختانه اين يكى از نظر رشد نسل‏ها كاملا طبيعى است.

 

R   كدام دانشگاه آزاد؟

دانشگاه آزاد پديده‏اى است كه وجودش ضرورت دارد اما قرار نبود به اين شكل در آيد.

 

R   پيشگام يا پيشمرگ:
      بازبيني ِ يك رسالت تاريخي
بنا به تقسيم كار اجتماعى، دانشگاهيان موظف به آگاهى ‏دادن ‏اند، اما اينكه مكلّف به پيشمرگ‏ شدن هم باشند جاى بحث دارد.

 

R  تابستان خشم

ديداري از اميرآباد پس از 18 تير.

 

 é

نشر

و مطبوعات

 

 

 

 

 

R   قانون و مطبوعات در ايران

دولتهاي ايران، چه پيش و چه پس از انقلاب 1357، بنا به مصلحت وقت و با وضع قوانين و صدور فرمانهاي سختگيرانه دست به تعطيل مطبوعات زده اند.  تعجبي ندارد كه از ميان روزنامه نگاران ايران كمتر كسي دليلي براي جدي گرفتن قانون مطبوعات ببيند.  با اين همه، دلمشغولي با اين قانون و تلاش براي تغيير يا اصلاح آن ادامه خواهد يافت.

 

R  Iranian Law and the Media

Iranian governments, before and after the 1979 revolution, have cracked down on the press upon expediency and with draconian laws and decrees.  No wonder few journalists can see enough reasons to take the Press Law seriously.  Nevertheless, preoccupation with the law could linger and attempts to change or amend it may repeat.
 

 

R   باز هم يك قانون ديگر

نوشتن قوانيني جديد براي نشر و مطبوعات از جمله كارهاي بيهوده اي است كه هر دورۀ مقننه در زمرۀ وظايف خود مي داند، بي آنكه كمترين اميدي به اجراي دستپخت خويش داشته باشد.  اگر واقعا قرار بر اجراي قانون نشر باشد، همان لايحۀ صدر مشروطيت كفايت مي كند.  قانونگذاران بعدي در واقع ميل داشته اند تعيين كنند چه نوشته هايي انتشار نيابد.  اما ممنوعيت آنچه نبايد منتشر شود بستگي به اوضاع و احوال دارد و اينكه چه كسي چه حرفي را با چه لحني و به چه منظوري مي زند.  ملاحظاتي تا اين حد ذهني قانون بردار نيست.

 

R   حدسيات مغزفرسا

روشن نيست كسانى بر پايۀ چه تحقيقى و با چه معيارى نتيجه مى‏گيرند كه عادت به خواندن كتاب در ايران كم شده يا در حال كم‏شدن است.

 

R   شبه معماي كتاب

يکی ‏دو پرسش رايج: چرا تيراژ کتاب نسبت به چهار دهه پيش پائين آمده است و پائين‏تر می‏آيد؟ و آيا مردم به اندازۀ کافی کتاب می‏خوانند؟ تعريف کافی ‏بودن خود سؤال ديگری است.
 

R   نامه‌‏هاى خوانندگان:  سهم مخاطب

ستون يا صفحه نامه‏هاى خوانندگان را مى‏توان از بخشهاى جذّاب هر نشريه‏اى دانست.  اگر در ساير ستونهاى نشريه، نويسندگان با خواننده و با دولت و جامعه صحبت مى‏كنند، در اين بخش خوانندگان با نويسندگان، با جامعه، با دولت، با خوانندگان ديگر ــــ و گاه انگار حتى با خودشان ــــ حرف مى‏زنند.  بنابراين ستون نامه‏ها چه از نظر ساختار و چه در محتوا متفاوت از بقيۀ‌ بخشهاى نشريه است.

R 

é