آرشيو لوح 

  

  

جنابعالى همان گربه ‏اى نيستيد كه من در خواب ديدم؟


تأثير مشاهدات دختركى به نام آليس‏ بر فيلسوفان بزرگسال‏
 

على پارسا

آليس در سرزمين عجايب (Alice in Wonderland)‌  و آن سوى آينه (Through the Looking Glass) از پرخواننده‏ترين‏ كتابهاى جهانند. از نظر تعداد و تنوع نسخه‏هاى چاپ شده و كثرت نقل‏قول در ديگر آثار، اين كتابها را با انجيل و آثار شكسپير مقايسه كرده‏اند. تاكنون بيش از بيست فيلم از روى اين داستانها تهيه شده است.  يكى از معروف‏ترين اين فيلمها، كارتون والت ديسنى است كه در سال 1951 ساخته شد و گرچه در همه موارد به كتاب وفادار نيست و زيبايى و نكته‏سنجى و گيرايى كتابهاى اصلى را ندارد، همچنان محبوب كودكان و بزرگسالان است.  يكى از جديدترين فيلمهايى را كه بر اساس اين دو كتاب آليس تهيه شده است و در آن بازيگران معروفى مانند ووپى گلدبرگ (در نقش گربه خندان چشاير) و پيتر يوستينف (در نقش شيرماهى) بازى مى‏كنند نوروز امسال (1379) در تلويزيون ايران ديديم (البته طبق معمول با جرح و تعديل بسيار و ترجمۀ ناگوار).


در عرصه‏هاى جدى‏تر، گذشته از مقالات انتقادى و تحليلى و كتابهايى كه درباره اين دو كتاب نوشته شده، دست‏كم يك كتاب فلسفى به كتابهاى آليس مربوط است: ژيل دلوز، فيلسوف معاصر فرانسوى، كتاب
منطق عقل (Gile Delouse, Logic of Senseرا بر پايۀ‌ كتابهاى آليس و منطق غريب آنها نوشته است.


كتابهاى
آليس به بسيارى زبانها (از جمله اسپرانتو) ترجمه شده است و در سراسر دنيا كودكان و بزرگسالان با آليس و ديگر شخصيتهاى اين كتابها آشنا هستند. مى‏توان گفت آليس جزو معلومات عمومىِ كتاب‏خوانده‏هاى امروز در سراسر جهان است. در سال 1998 ميلادى، كه مصادف بود با صدمين سال مرگ لويس كارول نويسنده كتابهاى آليس، مراسم بسيارى در كشورهاى مختلف برگزار شد.


كتابهاى
آليس تاكنون در ايران با استقبال مشابهى روبرو نشده است و فروش ترجمه‏هاى آنها در ايران با فروش اين كتابها در كشورهاى ديگر قابل مقايسه نيست. در اين مقاله نگاهى به اين موضوع خواهيم انداخت.

 

 

 

 

 

  

نويسندۀ‌ كتابهاى آليس، چارلز لوتويج داجسن (1832-1898,Charles Lutwidge Dodgson) مربى رياضيات كالج‏ كرايست چرچ دانشگاه آكسفورد بودبه‏سبب تحصيلات مذهبى‏اش مرتبۀ روحانى داشت، اما دنبال كشيش‏شدن نرفت چون اين شغل مستلزم وعظ بود و لكنت‏زبان مختصر و خجالتى‏بودنش نمى‏گذاشت در مقابل جمع ظاهر شود.


اگرچه مقاله‏ها و رساله‏هاى داجسن در زمين
ۀ رياضى اهميت چندانى ندارد و شيوۀ تدريس او نيز مقبول شاگردانش نبود (تا جايى كه يك‏بار دانشجويانش با امضاى طومارى از مقامات كالج تعويض او را خواستار شدند)، او با ذوق منطقى و رياضى و ذهن خلاق و بازيگوشى كه داشت معماها و بازيهاى فكرى زيادى طرح و ارائه كرد.


داجسن ازدواج نكرد و بيشتر با دوستان معدود خود و كودكان آنان به سر مى‏برد. علاقه ويژه‏اى كه به دختربچه‏ها نشان مى‏داد بعدها باعث تحليلهاى گوناگونى از انگيزه‏هاى او شد اما از حد گمانزنى فراتر نرفت.


گذشته از كتابهاى آليس كه معروف‏ترين آثار اوست، رمانى به نام سيلوى و برونو و منظومه‏اى با عنوان شكار كردن استارك نوشت. تعداد زيادى معماى منطقى و رياضى و بازيهاى فكرى و نقيضه شعرها و نامه و يادداشت نيز از او به جا مانده‏
است. ( نقيضه parody استفاده از قالب و كلمات آشناى شعر يا مطلبى است مشهور براى ايجاد بدلى خنده‏آور يا مطايبه‏آميز. مانند اين شعر فكاهى به تقليد از شاهنامه: ''چنين گفت رستم به اسفنديار/كه من گشنمه نون سنگك بيار``.)  كتابى هم در منطق نمادين نوشته كه اكنون اهميت زيادى ندارد.  آثار ادبى‏اش را با نام مستعار لويس كارول (Lewis Carrol) منتشر كرد و به همين نام در ميان خوانندگان آليس مشهور شد (در اين مقاله هم اين نام مشهورتر را به كار مى‏بريم). عكاس قابلى بود و از جمله پيشگامان فن و هنر عكاسى درانگلستان به شمار مى‏رود. عكسهايى كه از آليس ليدل، دختر رئيس كالجى كه در آن تدريس مى‏كرد، و ديگر كودكانى كه آنها را دوست داشت و سرگرم‏شان مى‏كرد گرفته است در بعضى چاپهاى كتابهاى آليس ديده مى‏شود.

 

  

 ماجراهاى آليس در سرزمين عجايب
نخستين كتاب آليس را لويس كارول در سال 1865 منتشر كرد. سابقه اين كتاب ظاهراً به تابستان 1862 برمى‏گشت: روزى كارول با سه دختر كوچك دكتر ليدل، رئيس كالج كرايست چرچ، با قايق روى رودخانه گردش مى‏كردند و دخترها از كارول خواستند برايشان قصه بگويد. داستانى درباره حوادث عجيبى كه بر آليس (همنام يكى از دختران دكتر ليدل) گذشته است برايشان سر هم كرد. بچه‏ها به‏قدرى از قصه خوششان آمد كه از او خواستند قصه را بنويسد. همين كار را كرد و قصه پس از انتشار با استقبال بسيار روبه‏رو شد.


در اين داستان، آليس به‏دنبال خرگوشى به سوراخى در زمين فرو مى‏رود. كارول مى‏گويد آليس را به‏دنبال خرگوشى به سوراخى فرستادم بدون اينكه بدانم بعد چه مى‏شود.  آخر

 قصه درمى‏يابيم كه آليس همه اين حوادث عجيب را در خواب مى‏ديده است، اما ياد شخصيتها و حوادث آن رؤيا هميشه با خواننده مى‏ماند: خرگوش سفيد كه هميشه نگران است مبادا دير كند؛ كرم صدپا با سؤال و جوابهاى خشك و قاطعش؛ موش غمگينى كه براى خشك‏كردن بدنش قطعه‏اى خشك از كتاب تاريخ را مى‏خواند؛ دوشس كه به دنبال حكمت هر چيزى است و بچه او كه آخر كار خوك مى‏شود؛ گربه خندان چشاير كه وجود حاضر و غايب است؛ كلاهدوز مجنون كه اسير وقت شده و هميشه در ساعت شش بعدازظهر به سر مى‏برد؛ بى‏بىِ دل كه ملكه بيرحمى است اما، در عين حال، كارى از او برنمى‏آيد؛ شاهِ دل كه به همان اندازه بى‏خاصيت است. اينها اكنون از معروف‏ترين شخصيتهاى داستانىِ امروز جهان هستند و در ذهن دوستداران آليس زنده‏اند.

 

  

 آن‏سوى آينه
دومين كتاب كارول، آن سوى آينه و آنچه آليس در آن‏جا يافت، در سال 1871 منتشر شد. در اين كتاب هم آليس قهرمان داستان است و اين بار به سفرى شگفت‏انگيز در درون آينه بزرگ خانه مى‏رود. در اين داستان هم كه در آخر آن مى‏بينيم آليس حوادث قصه را به‏خواب مى‏ديده است، او باز شخصيتهاى فراموش‏نشدنىِ ديگرى ملاقات مى‏كند: شاه و ملكه شطرنج (در فارسى به ملكه شطرنج، وزير مى‏گويند)؛ شهسوار سفيد با اختراعات بيفايده و غريبش؛ كلاهدوز مجنون و خرگوش صحرايى كه با نام ديگرى در اين قصه دوباره ظاهر مى‏شوند؛ دو برادر به‏نامهاى تويدل‏دى و تويدل‏دام (كه در يكى از ترجمه‏هاى فارسى با نامهاى بامزه 'تُپل‏جان‏` و 'تُپل‏خان‏` خوانده مى‏شوند)؛ هامپتى‏دامپتى، آدمك تخم‏مرغى، كه يك تفريق ساده را نمى‏فهمد ولى شعر ياوه‏اى را معنى مى‏كند؛ شيرماهى و نجار كه صدفها را فريب مى‏دهند و مى‏خورند و به‏حال آنها اشك مى‏ريزند؛ اسب تك‏شاخ و شير (علايم دربار بريتانيا) كه جنگى طولانى مى‏كنند و آليس به آنها كيك مى‏دهد؛ ران پخته گوساله كه در بشقاب به‏پا مى‏خيزد و تعظيم مى‏كند.


هر دو كتاب آليس دربرگيرنده صحنه‏ها، رويدادها و مكالماتى‏اند كه به عقل جور در نمى‏آيد و با منطق ما سازگار نيست. به اين نوع كار در انگليسى nonsense مى‏گويند. اين سبك كه در فارسى "پرت وپلا"، "چرندگويى"، "چرندنويسى" و "ژاژنويسى" ترجمه شده، اكنون به‏ويژه به خاطر همين دو كتاب آليس به يك نوعِ ادبى تبديل شده است و نشانه‏هاى تأثير آن را در آثار نويسندگانى مانند جيمز جويس مى‏توان ديد. "چرندگويى"، به‏معنى روايت حوادث و مقالات عجيب و خلاف عادت و غيرطبيعى يا غيرمنطقى، در ادبيات سابقه دارد اما در اغلب موارد هدف اين "چرندگويى"ها طنز و تنقيد اجتماعى و سياسى بوده است. مقالات سياسى على‏اكبر دهخدا كه در دوره نهضت مشروطيت زير عنوان چرند و پرند منتشر مى‏شد نمونه‏اى از توسل به حرفهاى بيربط و استدلهاى ظاهراً مهمل براى رساندنِ پيامى كاملاً جدى و حتى گزنده است. از نمونه‏هاى معروف اين سبك در غرب، كتاب سفرهاى گاليور از جاناتان سويفت، نويسنده ايرلندى، است كه در آن از سرزمين‏ها و آدمها و موجودات عجيبى سخن مى‏رود كه اعمال خلاف عادت دارند. اما كتابهاى كارول، با وجود طنز ظريفى كه گاه در آن به چشم مى‏خورد، عمدتاً از مقوله طنز نيستند. كسانى كوشيده‏اند كتابهاى آليس را نقد روانشناسانه و روانكاوانه كنند و از اين راه به روحيات و روان نويسنده و لايه‏هاى پنهان اين قصه‏ها پى‏ببرند. همچنين در تفسيرهاى سمبوليك و نمادين از اين كتابها، كوشيده‏اند شخصيتها و رويدادها را نماد شخصيتهاى واقعى بگيرند و آنها بر دوره معاصر كارول منطبق كنند. اما واقعيت اين است كه كتابهاى آليس را خوانندگان معمولاً فارغ از اين تفسيرها و نمادها و نمادپردازى‏ها مى‏خوانند و لذت مى‏برند و اين شايد يكى از دلايل محبوبيت كتابهايى باشد كه، به‏اصطلاح رايج امروز، تاريخ مصرف ندارند.

 

  

حكمت و واقعيت‏
از يك نظر، كتابهاى آليس شرحى از برخورد جهان كودكان با دنياى بزرگترهاست. شخصيتهاى اين دو كتاب هر يك به‏نوعى حرفهاى بزرگترها را تحويل آليس مى‏دهند و آليس كه هنوز نمى‏داند (و احتمالاً تمايلى هم به قبول اين امر ندارد) كه جهان به دو شقّه جهان كودكان و جهان بزرگسالان تقسيم مى‏شود مى‏كوشد با منطق كودكانه خود از عهده رويارويى با اين نصايح و پندها و راهنمايى‏ها و رهنمودها برآيد. بزرگترها وظيفه خود مى‏دانند كه به بچه‏ها "چيز" ياد بدهند: در مدرسه، در خانه، در پارك و زمين بازى، بزرگترها هميشه حرفهايى براى ياددادنِ رفتار و گفتار صحيح در چنته دارند و نثار كودكان مى‏كنند.
 

دوشس به آليس مى‏گويد: نچ‏نچ كوچولو، هر چيزى حكمتى دارد. و آليس در عجب است كه چرا هر چيزى بايد حكمتى داشته باشد. البته دنبال علت و حكمت هر چيزى گشتن شايد در نظر اول نشانه‏اى از روح علمى و كنجكاوى عالمانه باشد، اما اغلب مى‏بينيم آنان كه فوراً به‏دنبال علت و حكمت هر پديده‏اى مى‏روند به ساده‏ترين و غيرعلمى‏ترين توضيحات قانع‏اند و مثل دوشس علت و حكمت اشيا و حوادث وپديده‏ها را با توضيحاتى مسخره و اغلب ناقص و مأيوس‏كننده و غيرعلمى توجيه‏شده فرض مى‏كنند. ''دوشس گفت: 'كاملاً صحيح است. فلامينگوها و خردَل هر دو خلق‏وخوى تندى دارند و حكمتش اين است كه كند همجنس با همجنس پرواز.` آليس گفت: 'با اين فرق كه خردل پرواز نمى‏كند.` ``
كودكان بيشتر و پيشتر از آنكه در پى يافتنِ علت و حكمت و تفسير و توضيح پديده‏ها باشند، به خودِ پديده توجه مى‏كنند؛ بزرگترها، هنوز از چشمه واقعيت جرعه‏اى ننوشيده، به جستجوى توضيح و تفسير و علت و حكمت مى‏روند، گويى از شناور شدن در افسون تجربه هراس دارند و با عجله به دنبال شناسايى رازهاى پديده‏ها هستند.

 

  

آليس در ايران

نخستين كتاب آليس در سال 1865، يعنى صدوسى و شش سال پيش منتشر شد، و اولين ترجمۀ‌ فارسى آن حدود چهل سال پيش در ايران انتشار يافت. تا پيش از آن هم احتمالاً به اين كتابها در هيچ مقاله يا كتاب فارسى اشاره‏اى نشده است.


ناديده گرفته‏شدنِ آليس در محيط باسوادان و كتابخوان‏هاى ايرانى شايد به اين دليل بود كه آليس اثرى ''كودكانه‏`` و به‏همين دليل كم‏اهميت تلقى مى‏شد. از اين بدتر، آليس تمرينى در 'چرندنويسى‏` است و با حالت احترام و ابهّتى كه كتاب در ما ايجاد مى‏كند سازگارى ندارد. از ديدگاه متعارف و متداول ما، كتاب بايد جدّى و حاوى حقايق پراهميت باشد. كتابى كه در آن آدمهاى خوب و بد و ستمگر و ستمكش از هم تفكيك نشده‏اند، كتابى كه بر منطق روزمره ما منطبق نيست، كتابى كه بايد آن را بدون پيشداورى خواند و با منطق خاص آن خو گرفت، نزد خواننده فارسى‏زبان دوران مشروطه و سالهاى پس از آن، كتاب مقبول و محترمى نبود كه كسى دست به ترجمه آن بزند.
 

اولين ترجمه آليس در سال 1336 به‏صورت خلاصه و پاورقى در مجله اطلاعات كودكان با عنوان سهيلا در كشور عجايب منتشر شد. در سال 1338 ترجمه كامل اين كتاب را دكتر حسن هنرمندى با عنوان آليس در سرزمين عجايب انتشار داد و كتاب كارول از آن پس در ايران با همين نام شناخته شد. اين ترجمه از متن فرانسه ترجمه شده بود و در همه موارد حق مطلب را ادا نمى‏كرد.


به‏نظر مى‏رسد مهمترين ترجمه آليس تا سالها ترجمه‏اى بود كه در سال 1361 مسعود توفان با عنوان آليس در شگفتزار منتشر كرد. اهميت اين ترجمه در سعى وافر مترجم در برگرداندن بازيهاى لفظى و طنز و شوخى و شوخ‏طبعىِ و شيطنتهاى لويس كارول و، به گفته مترجم، ''ترجمان متن كامل روح كتاب‏`` است. مترجم در بسيارى از موارد موفق بوده و در مواردى، توضيحات بسيارى در پانويس‏ها و در موخره كتاب افزوده است. از لحاظ تصويرى نيز كتاب پروپيمان است و علاوه بر نقاشيهاى بسيار زيباى سرجان تينل، كه براى چاپ اصل انگليسى تهيه شده، بعضى از نقاشيهاى خود لويس كارول و نيز نقاشيهاى هنرمند انگليسى رالف استدمان زينت‏بخش كتاب است. چند عكس كه كارول از آليس ليدل و خودش تهيه كرده نيز در كتاب به‏چشم مى‏خورد. اما اين ترجمه زمانى منتشر شد كه پدرومادرها بيشتر احتمال داشت كتابهايى با عنوان لنين به زبان ساده براى فرزندانشان بخرند تا آليس در شگفتزار را.  به همين دليل، استقبال چندانى از آن نشد.


ترجمه‏هاى ديگرى نيز از آليس در سالهاى دهه‏هاى پنجاه و شصت و هفتاد (اغلب به‏صورت خلاصه) منتشر شد. در سالهاى اخير دو ترجمه خوب از ساير ترجمه‏ها متمايزند. يكى ترجمه محمدتقى بهرامى‏حرّان از هر دو كتاب آليس (نشر جامى، 1374) و ديگرى ترجمه خانم زويا پيرزاد (نشر مركز، 1375) از آليس در سرزمين عجايب. آقاى بهرامى حرّان به‏ويژه موفق شده است شعر معروف
Jabberwocky از كتاب آن سوى آينه را به نحوى دلپذير به فارسى برگرداند. اين شعر كه اكنون يكى از نمونه‏هاى كلاسيك ادبيات 'مهمل‏نويسى‏` به‏شمار مى‏آيد براى هر مترجمى در حكم توان‏آزمايىِ دشوارى است. مترجم با آنكه در بعضى قسمتهاى ديگر كتاب به توضيح در پاورقى متوسل شده، از پس اين شعر به‏خوبى برآمده است.


اما ترجمه زويا پيرزاد كه به‏نظر مى‏رسد در بعضى موارد وامدارِ ترجمه راهگشاى توفان باشد به‏نظر من روان‏ترين و خواندنى‏ترين ترجمه‏اى است كه تاكنون از آليس به فارسى انتشار يافته است، دست‏كم به اين دليل كه مترجم براى فهماندن مطلب به پانويس نرفته و متن را مثل يك قصه (و نه اثرى تحقيقى) به خواننده تحويل داده است. با اين همه، خوانندگان علاقمند به آليس هنوز در انتظار ترجمه بى‏چندوچون و بى‏ردخور اين كتابها هستند و ميدان ترجمه‏هاى ديگرى از آليس همچنان هماورد مى‏طلبد.


كمال مطلوب در ترجمه اين كتابها شايد از راهى كه ولاديمير نابوكف در ترجمه روسى آنها رفته است حاصل شود.  نابوكف در ترجمه روسى آليس كه به نظر منتقدان بهترين ترجمه آن به زبانى ديگر است، به‏جاى ترجمه‏كردن شعرهاى كارول، به سراغ شعرهاى كودكانه روسى رفته و با خلاقيت و وفادارى به روح كتابهاى آليس، نقيضه‏هاى موفقى ارائه داده است. همه مترجمان فارسى در ترجمه شعرهاى كتابهاى آليس از اين امر غافل بوده‏اند كه اين شعرها نقيضه‏هاى اشعار معروف و رايج كودكان انگليسى بوده است و به همين دليل مقبول طبع بچه‏هاى انگليسى زبان افتاده، بنابراين در فارسى نيز بايد نقيضه‏ها را بر اساس شعرهاى معروف و رايج بين كودكان فارسى زبان عرضه كنيم. به گفتۀ‌ مهدى اخوان‏ثالث، ''در نقيضه، اصل بايد مشهور باشد``.


اين رهنمودهاى از كنارگود را نشانه اشتياق خواننده‏اى بگيريد كه آرزو دارد كتابخوان‏هاى خردسال و بزرگسال فارسى‏زبان هم، مانند ميليونها خواننده آليس در كشورهاى ديگر، با اين كتابها فارغ از مزاحمت ترجمه‏هاى ناهموار انس بگيرند و طعم لذتِ سِير در جهان عجيب لويس كارول را بچشند.

 

 

كتابهاى آليس در ترجمۀ كامل به فارسي
آليس در سرزمين عجايب
ترجمه حسن هنرمندى (نيل، 1338)

آليس در سرزمين عجايب
ترجمه صديق شريف‏

آليس در شگفتزار
ترجمه مسعود توفان (1361)

آليس در سرزمين عجايب
ترجمه سعيد درودى (1373)

آليس آن سوى آينه‏

ترجمه محمدتقى حرّان (1374)

آليس آن سوى آينه
ترجمه محمدتقى حرّان (1374)

آليس در سرزمين عجايب
ترجمه زويا پيرزاد (1375)


خلاصه‏ها
آليس در سرزمين عجايب‏
 

ايرج قريب‏
كتابهاى طلائى‏
چاپ اول 1343، چاپ سوم 1350.

ترجمه جوليا رضائى‏
ناشر: بامداد (سازمان نشر كتاب كودك)
1353

ترجمه جليل دهمشگى‏
انتشارات جانزاده‏
1374

 

 شمارۀ نهم، مهر 79

 

 

 

صفحۀ‌‌ اول   كتاب  مقاله / گفتگو/ گفتار            فهرست مطالب   سرمقاله‌ها

 

دعوت از نظر شما

 

نقل مطالب اين سايت با ذكر ماخذ يا با لينك آزاد است.

 

X