|
به روزهاى انقلاب فرهنگى نزديك مىشويم. آن
روزها در دانشگاه چه مىگذشت؟
ــــ 25 يا 26 فروردين آقاى هاشمى
رفسنجانى به دانشگاه تبريز تشريف مىبرند. آن جا تظاهراتى عليه ايشان
مىشود. اين مسائل در روزنامهها منعكس مىشود زمزمه بسته شدن دانشگاهها
بالا مىگيرد، تظاهرات دانشگاه علم و صنعت و محاصره دانشگاه تبريز. آقاى
دكتر فاروقى رئيس دانشگاه تبريز به محاصرهكنندههاى دانشگاه مىگويد "شما
200، 300 نفريد و اينجا 12، 13 هزار دانشجو دارد. به نمايندگى از طرف كى
اين حرفها را مىزنيد و اين كارها را مىكنيد؟" در هر حال در جلسه شوراى
انقلاب كه با حضور امام تشكيل مىشود اول به اين نتيجه مىرسند كه بايد جلو
گروهها گرفته شود و بعد در دانشگاه بسته شود. چند روز فرصت مىدهند: شنبه،
يكشنبه، دوشنبه، و از صبح سهشنبه هيچ دفتر و دستكى از گروهى نباشد. اين را
اعلام كردند و قرار بر اين شد كه اطراف دانشگاه هيچ تظاهراتى نشود تا
گروهها وسايلشان را خارج كنند. بسيارى از گروههاى چپ و انجمن دانشجويان
مسلمان (كه مجاهدين بودند) وسايل را جمع كردند. فقط يك گروه به نام پيشگام
كه چپ بود هنوز دفتر و دستك خودش را جمع نكرده بود. آنها مىگفتند تا آخر
وقت دوشنبه مهلت داريم، يعنى صبح سهشنبه، چرا از حالا جمع كنيم؟
از اول صبح دوشنبه حمله شروع شد. براى اينكه
موضوع روشنتر بشود، قسمتهايى از يك كتاب رسمى با عنوان «غائله
چهاردهم اسفند 1359: ظهور و سقوط ضد انقلاب»
را كه دادگسترى جمهورى اسلامى منتشر كرده و در آن وقايع انقلاب فرهنگى نقل
شده است مىخوانم:
از ماهها قبل درگيريهاى موضعى بين گروههاى مختلف در دانشگاه تهران شروع شده
بود. در 10 و 11 بهمنماه اين درگيرىها به اوج خود رسيد. گروههايى از خارج
دانشگاه، گاه مستقلاً و گاه بهطرفدارى از دستجات داخل دانشگاه، با حملاتى
به دانشگاه به درگيرىها دامن مىزدند. در پى اين درگيرىها دكتر ملكى،
رئيس شوراى سرپرستى دانشگاه، استقرار امنيت در دانشگاه را خواستار شد و
تهديد كرد چنانچه خواستهاش مورد توجه قرار نگيرد استعفا خواهد داد. (ص282
و 283)
در همين موقع جلساتى تشكيل مىشود. شنبه 30 فروردين 59 ابوالحسن بنىصدر به
اتفاق اعضاى شوراى انقلاب با امام گفتگو كردند. گفتگو تا ساعت 14 ادامه
داشت و در پايان اين ملاقات اطلاعيهاى انتشار يافت. نكته مهم اطلاعيه اين
است كه مىگويد ستادهاى عملياتى گروههاى گوناگون دفترهاى فعاليت و نظاير
اينها كه در دانشگاه و دانشكدهها و مدرسههاى عالى مستقر شدهاند ظرف سه
روز، تا پايان دوشنبه، برچيده شوند؛ چنانچه تا پايان اين مهلت برچيده
نشوند، شوراى انقلاب مصمم است كه مردم را فرا بخواند تا در دانشگاهها حاضر
شوند و اين كانونهاى اختلاف را برچينند. يعنى سه روز مهلت دادند. باز در
همين كتاب (ص 283):
از عصر روز يكشنبه سى و يكم فروردين گروههايى از پاسداران انقلاب اسلامى و
كميتههاى منطقه 8 بهتدريج در خيابانهاى شانزده آذر و ديگر خيابانهاى
اطراف دانشگاه حضور يافته و پاسداران اكثراً از كميتهها بودند و تا ساعت 4
صبح روز دوشنبه هر لحظه بر تعدادشان افزوده مىشد و در طلوع آفتاب دانشگاه
تهران را شديداً به محاصره خود درآوردند [از ساعت 4 صبح دوشنبه در حالىكه
گروهها، طبق اطلاعيه رسمى، تا آخر وقت دوشنبه مهلت داشتند]. با وجودى كه
بنىصدر در پيام خود از تمام مردم و گروهها خواسته بود از تجمع در اطراف
دانشگاه خوددارى كنند و خاطرنشان ساخته بود كه حمله به دانشگاهها به معناى
تضعيف انقلاب و عملى ضدانقلابى است.
درگيرى گروه مخالفان ساعت 6 صبح دوشنبه انجام شد در اين هنگام پاسداران
شروع به تيراندازى هوايى نمودند و دانشجويان پيشگام نيز خود را مسلح به
چماق و سنگ نمودند و به درگيرى پرداختند [چون فقط گروه پيشگام بودند و بقيه
رفته بودند]. اين درگيريها به صورت موضعى تا 1/5 بعد از ظهر ادامه يافت و
حاصل اين درگيرى هفتساعته يك صد زخمى بود. افراد سپاه پاسداران با
تيراندازى هوايى قصد آرام كردن محيط و خاتمه بخشيدن به نزاع را داشتند كه
فايده نداشت. 300 زخمى و دو كشته بر جاى ماند.
با مذاكراتى كه با پيشگام كرديم توافق كردند تخليه كنند و اين كار را هم
كردند.
|