|
چنين گفت اهورامزدا
از ونديداد، بخش سوم كتاب
اوستا؛ مترجم:
سيّد محمدعلى حسنى، پرفسور سابق كالج نظام هندوستان؛ چاپ سنگى، يزد،
1327.
از باب پنجم
50) اى دادار، آن
زن كه بچۀ مرده زاييده اول چه خوراك بخورد؟
51) پس اهورامزدا
گفت شاش گاو و خاكستر سه قطره يا شش قطره يا نـُه قطره در دخمه (يعنى غار)
رحم زنى كه بچۀ مرده زاييده است ريخته شود.
52) هرآينه پس از
آن (كه دوا در رحم آن زن ريخته شد) شير تازه دوشيدۀ
ماديان يا گاو يا ميش يا بز (به او خورانده شود) و ميوه با پوست يا
پوستكنده و خورش گوشت بىآب (يعنى گوشت سرخكرده يا كباب) و خوراك آرد غله
بىآب (پخته) و شراب بىآب.1
از باب هفتم
36) اين مقدس
دادار گيتى جسمانى، اينان كه مزداپرستند براى آموختن پزشكى مىروند آيا
نخست در مزداپرستان آزمايش كنند يا در دِوَ
پرستان؟
2
37)
پس اهورامزدا
گفت پيش از مزداپرستان در دِوَ
پرستان آزمايش كنند. نخست يك دِوَپرست را
جراحى كنند؛ اگر او بميرد دِوَپرست دوم را جراحى كند. اگر او هم بميرد،
دِوَپرست سوم را جراحى كند. اگر او هم بميرد آن (كه مىخواهد پزشك شود)
ابدالآباد ناقابل
ِ كار پزشكى است.
41) (مزد درمان
پزشك اين است) كه ملا را براى دعاى بدون آفرينگان او درمان كند.3
بزرگِ خانه را
براى ارزش كوچكترين ستور4
درمان كند (يعنى مزدش
بايد كوچكترين ستور يا معادل قيمت آن باشد)، رئيس محله را براى (مزدى كه
معادل قيمت) ستور معتدل است درمان كند.
رئيس شهر را براى (مزدى كه معادل قيمت) بزرگترين
ستور است درمان كند. حاكم
ولايت را (براى مزدى كه معادل قيمت) يك عرادۀ
چهار حيوانِ بسته است درمان كند.
42) كسى كه (يعنى
پزشكى كه) زن اول5 رئيس
خانه را درمان كند
(مزدش معادل) قيمت يك خر ماده است. زن
رئيس محله را درمان كند (مزدش معادل قيمت) يك گاو ماده است.
زن رئيس
ده را درمان كند (مزدش معادل)
قيمت يك ماديان است. زن
رئيس شهر را درمان كند (مزدش معادل) قيمت يك شتر ماده است.
73) اى مقدس دادار
گيتى و اى اهورمزدا، آيا طشت (ظرف) غذا كه نزديك سگ مرده يا انسان مرده
برده شده چطور تطهير مىشود؟
74) پس اهورامزدا
گفت اى مقدس زردشت، (ظرفها) پاك مىشوند چطور، اينطور كه اگر از طلاست
يكبار با شاش گاو نر بشويند و يك بار خاكمالى كنند و يك بار با آب بشويند
آن وقت پاك مىشوند. و اگر ظرف نقرهاى است دوبار با شاش گاو نر بشويند و
دوبار خاكمالى كنند و دوبار با آب بشويند.
75) اگر ظرف آهنى
است سه بار با شاش گاو نر بشويند سهبار خاكمالى كنند و سهبار با آب
بشويند پاك مىشود. اگر
ظرف مس است چهاربار با شاش گاو نر بشويند چهار بار خاكمالى كنند و چهاربار
با آب بشويند پاك مىشوند.
اگر ظرف سنگى است شش بار با شاش گاو نر بشويند و
شش بار خاكمالى كنند و ششبار با آب بشويند پاك مىشوند.
و اگر ظرف گلى (يا) چوبى
(يا) لعابى است (مثل كاشى و چينى) هرگز پاك نمىشود.
از باب هشتم
35) اى مقدس دادار
گيتى و اى اهورمزدا، مردى كه نزديك سگ مرده يا انسان مرده برود چطور پاك
مىشود؟
36) پس اهورامزدا
گفت اى زردشت مقدس پاك مىشود چطور، اين طور كه اگر مرده را سگ مردارخوار
يا پرنده مردارخوار پارهپاره كرده باشند پس تن خود را با شاش گاو نر و آب
طاهر كند پاك مىشود.
104) اى دادار،
اگر در راه آن شخص (يعنى از جايى كه مرده افتاده بود تا جايى كه طاهر شده)
آب باشد و مجازات آب بر او وارد آيد (يعنى دست به آب زده يا از آن عبور
كرده يا باران بر او باريده باشد) سزاى گناه او چيست؟
105) پس اهورامزدا
گفت چهارصد ضرب با سيخ اسبرانى و چارصد ضرب با آلت فرمانبرى (تازيانه) به
او زده شود.
از باب دوازدهم
1) هرآينه اگر پدر
بميرد يا مادر بميرد پسر چه مدت توقف كند (يعنى عزادار باشد) و دختر چه مدت
براى مادر توقف كند براى ميت ثوابكار و چه مدت براى ميت گناهكار. پس
اهورامزدا گفت سى روز براى ثوابكار و شصت روز براى گناهكار.
7) هرآينه اگر
رئيس خانه بميرد يا زن رئيس خانه بميرد ... پس اهورامزدا گفت ششماه براى
ميت ثوابكار و دوازده ماه براى ميت گناهكار دختر و پسر ايشان (عزادار
بمانند).
از باب شانزدهم
7) پس اهورامزدا
گفت كسى كه براى زنى كه نشان حيض ديده يا حايض شده يا خون حيض از او جارى
است خوراك مىبرد بايد سه گام از او دور بايستد. سؤال: خوراك زن حايض را در
چه ظرفى ببرد؟ جواب: در يك فلز كمبها مثل (ظرف) آهن يا سرب.
69) پس اهورامزدا
گفت كسى كه در زنى كه نشان حيض ديده يا خون از او جارى است ديده و دانسته
منى خود را بريزد در حالتى كه زن هم با هوش و حواس و عالِم به حيض خود
باشد:
70) يك هزار حيوان
متوسط جثّه (مثل گوسفند) بكشد و تكههاى آن را با پرهيزگارى نذر براى آتش
ببرد، بازوها را نذر براى آب مقدس ببرد.
71) يك هزار دسته
هيزم پاك درست بازديد شده از چوب سخت با پرهيزگارى خوب براى آتش (نذر)
بياورد....
72) يك هزار
بَرسَم6
دسته بندد ... و
براى آب مقدس ... ببرد.
73) يك هزار مار
برشكمرونده را بكشد... دو هزار مار ديگر ... يك هزار وزغ نفسكش
(زندگىكننده در خشكى) ... دو هزار وزغ آبى ... يك هزار دانه مور دانهكش
را و دو هزار مور ديگر را بكشد.
74) سى شاه تير
چوبى (بهطور پل) روى آب جارى (براى عبور مردم) بگذارد و يك هزار ضرب با
سيخ اسبرانى و يك هزار ضرب با آلت فرمانبرى (يعنى تازيانه) به او زده شود.
1
منع آب از زنى كه بچه مرده
زاييده براى آن است كه آب مقدس است و آن زن نجس است چونكه به مردن بچه
در رحم، دِوَ [ديو] در رحم او داخل شده بچه و او هر دو را نجس كرده،
ريختن شاش گاو يا خاكستر در رحم او براى همين است كه دِوَ از آنجا
بيرون آيد و بعد كه زن خودش با شاش گاو تن مىشويد دِوَ از او فرار
مىكند. [مترجم
.[
3
در زردشتيان دعاهايى كه ملا براى مردم مىخواند اغلب
مفصل است و قِسم آفرينگان آن داراى ميوه و شيرينى و شراب و جز آنها هم
هست. مقصود از استثناى آفرينگان اين است كه بايد براى پزشك تنها دعا
را بخواند. آفرينگان كه باعث خرج ملا مىشود لازم نيست [مترجم].
4اسب.
5
لفظ پوايريم را كه بهمعنى اول است من صفت زن
قرار دادم. ممكن است صفت رئيس خانه باشد چنانچه بعضى از مترجمين
گجراتى قرار دادهاند. اما رئيسِ اول خانه معنى درستى نخواهد داد مگر
اينكه فرض كنيم در ايران قديم هم مثل هندوستان چند خانواده با هم
مىزيستند و هر يك رئيسى داشته و براى كل هم يك رئيس بوده و همان رئيس
اول بوده. در ترجمه پهلوى لفظ فرتوم آمده كه بهمعنى اول است و
مىشود صفتِ زن يا رئيسِ خانه باشد [مترجم].
*
شمارۀ
چهارم، فروردين
1378
|