دربارهٔ این نوشتهها میتوانید در
فیسبوک
1 و
2
نظر بدهید یا پیام بگذارید.
بیا شمعا رو فوت کن ولادیمیر ایلیچ
با تمام ستایشی که در ایران
نثار لنین کردند، در رثای او در بهمن 1302 ظاهراً شعر یا مطلبی ماندنی
منتشر نشد. اما تأسف محمد مصدق برای مرگ جانشین او، جورف استالین، در
اسفند 1331 شاید نمایانگر یأس سی سال پیش از آن باشد.
خاک، خون،
حق، مواجب
ممکن است
ایرانیهایی بگویند قیافهٔ مقامهای
کشورشان نمایندهٔ سیمای نژادی ِ مردمش نیست.
حتی سران کشورهایی بیتعارف
نظر دادهاند
ملت ایران شایستهٔ بهتر از
اینهاست. اما آن نژاد برتر آریایی که مردم ایران معتقدند از سلالهٔ
پاکش برآمدهاند در چه زمانی شاخص این ملت بوده؟
نه
جان شما، اول جنابعالی
"آيا مىتوان گفت
در كشتى تايتانيک مردان بخش درجهٔ دوم كه عمدتاً از بازرگانان و
افراد صاحب مشاغل تخصصى در طبقات ميانحالِ بريتانيا و آمريكاى شمالى بودند
بيش از مردان طبقات فرادست و فرودست خويش نجيبانه و بردبارانه رفتار كردند؟"
نومیدی، اغتشاش ذهنی، رهن کامل
گفتگویی
خیالی
بین عارف قزوینی و ولادیمیر ایلیچ لنین در بهشت یا دوزخ یا برزخ میتواند
مضمون نمایشنامهای در باب رهن کامل و ظهور و نجات باشد.
چراگاه
ارزش نوشته
وابستهٔ اهمیت موضوع آن نیست، که مثلاً متنی دربارهٔ آشوب جنگ جهانی
خودبهخود از نوشتهای دربارهٔ خیابانی ساکت در بعدازظهر روز تعطیل والاتر
باشد.
خودداری بهعنوان نوعی کمال
واقعاً
هواکردن این مطلب لازم بود؟
خطکش و ترازوی اسکار
در بازگشت به
سینما، عادت قدیمی به تحقیر اسکار را کنار گذاشتم. برعکس، جایزه گرفتن
فیلم توجهم را جلب میکند که چرا، حتی اگر خود فیلم به نظرم چنگی به دل
نزند.
پاچهورمالیدهها
آیا
ملتهایی چندپاره مانند ملت بزرگ ایران قادر به ادارهٔ خودشان نیستند و
باید، خصوصاً در امور اداری و مالی، مربی و مستشار داشته باشند؟
فقط احمقها نیستند که تعجب میکنند
حین حفـّاری در
اوراق زردشدهٔ ارتکابات سالیان پیش، از جمله به این مطلب برمیخورم:
گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانهٔ
امیراسدالله عـَلـَم)
پیدیاف
احیای حیثیت سیاسی: موردی بسیار
نادر
دربارهٔ محمدرضا پهلوی
مسئلهٔ حلنشدنی ِ اینگیلیس
نسلهای پیاپی ایرانیها از جفایش نالیدهاند و طی شصت سال
چهار بار رابطه با آن دولت رسماً قطع شده است. پس شاید معقول باشد
که قطع بماند.